شمعه ای از تاریخچه طایفه میربلوچ زهی،کرد وسهرابزهی
طایفه میربلوچ زهی کرد وسهرابزهی بیش از پانصد سال یعنی در زمان شاه عباس اول صفوی جدشان به نام حسین کرد شبستری از اصفهان به ولایت بلوچستان تبعید واصفهان را ترک و در منطقه تفتان جنوبی که هم اکنون روستاهای تمندان وکوشه قرار دارد اسکان میگزیند و کلیه کسانیکه در آن زمان دولتخواه بودند حمایت نموده و کسانیکه بر علیه دولت و امنیت منطقه عمل میکردند برخورد و سرکوب می شدندچون در آن موقع به عنوان والی و نماینده دولت در کرمان و مکران مسئولیت داشته و سالیان سال با عزت وافتخار در میان مردم و خدمتگزار مردم ورفع مشکلات مردم و مردمداری تلاش مضاعف داشته و پس از وی فرزندان نامبرده یکی پس از دیگری نسل به نسل در کنار مردم و حمایت از مردم محروم را پیش رو داشته است .
طایفه میربلوچ زهی کرد وسهرابزهی قابت نژادی با هم دیگر دارند ویک طایفه میباشند به علت استعداد و روحیه سلحشوری در طایفه همواره از پرچم داران مبارزه با ظلم وستم حاکمان طاغوت بوده اند .
محل استقرار جغرافیایی طایفه میربلوچ زهی، کرد وسهرابزهی در استان و شهرستانهای (زابل، خاش، زاهدان میرجاوه، ایرانشهر، قصرقند، دشتیاری، فنوج، بزمان، سرباز، سراوان، سوران، زابلی، چابهار، نوبندیان و در استان کرمان در شهرستان بم و بخش نرماشیر سکونت دارند . تااینکه در اواخر حکومت احمد شاه قاجار نماینده قاجاریه در شهر فهره ( ایرانشهر ) به نام فرمانفرما که یک فرد جانی و ستمگر و خونخوار بوده تعداد زیادی از بزرگان کرد ها را در ایرانشهر فرا می خواند و حتی خانواده های آنها را در قلعه ایرانشهر که هنوز جزء آثار میراث فرهنگی میباشد جمع آوری نموده تعدادی از آنها را به قتل می رساند و عده ای را حبس و تعدادی راکه به عنوان کنیز و غلام به همراه آنها بوده اند آزاد مینماید این فجایع تا مدتی زیاد زبانزد عام وخاص بوده و پس از بین رفتن بزرگان کردها قدرت حکومت منطقه بلوچستان از دست می رود و همچنین در ابتدای حکومت رضا خان میر پنج از سالهای 1300 تا 1307 هجری شمسی فشارهای زیادی به کرد های منطقه وارد و از قدرت و مسئولیت دولتی خلع می شوتد .
رضا خان پهلوی چون دست نشانده انگلیسی ها بود و از آن استکبار پیر دستور میگرفت ونوکر حلقه به گوش آنها بوده اند توسط بیگانگان قسمتی از بلوچستان را متصرف که شامل شهر خاش و میرجاوه و قسمتی از شهرستان زاهدان را اشغال میکنند که اکثر عشایر و مرزداران در مقابل دشمن قیام می کنند وبا امکانات اولیه ابتدا که همان اسلحه دمپر و شمشیر و نیزه وتبر و غیره بوده با سربازان انگلیسی و هندی درگیر می شوند و سه جبهه باز میکنند و همزمان با دشمن تا دندان مسلح حمله میکنند .
در منطقه خاش در سنگان و در محلی به نام دره نالک که هنوز هم استخانهای باقی مانده آنها حکایت این مدعاست که این پیروزی سند افتخار بر لوح زرین عشایر منطقه به خصوص کرد ها و شهنوازی ها و گمشادزهی ها نقش بسته است و همیشه به نسل های آینده بازگو می شود
جبهه دوم در حومه زاهدان توسط طایفه شه بخش و ناروئی دشمن را شکست داده و از منطقه دور می کنند .
جبهه سوم در میرجاوه و تهلاب (تلخاب )که طایفه ریگی ( تیره نتوزهی ) درس سختی به دشمن می دهند
طایفه کرد بعد از وفات سرتیپ میرافضل کرد به سه تیره تقسیم میشود چون ایشان دارای سه پسر به نامهای میربلوچ، میرغلام شاه و میرسهراب که طایفه کرد از میر غلام شاه تشکیل شده و طایفه میربلوچ زهی از میربلوچ و طایفه سهرابزهی از میر سهراب که فقط تیره کرد از میرغلام شاه هنوز از نظر شناسنامه ای کرد می باشند و دو تیره بعدی از نظر شناسنامه ای از کرد به میربلوچ زهی و سهرابزهی تغییر یافته اند.
میرافضل کرد فرزند میرزا خان فرزند میر یحیی فرزند میرغلام شاه فرزند محمد خان فرزند عباس خان کرد فرزند سلطان اسلم خان کرد می باشد .
تعداد زیادی از فامیل فوق ازنظر شناسنامه ای به شرح ذیل در سراسر استان زندگی می کنند :
ا_ میر 2_ میری 3_ میرانی 4_ میربلوچ 5_ بلوچ زهی 6_ سلحشوران 7_ زادهش سلحشور 8_سلحشور برنا 9_ریگی 10_ ریگی ابراهیمی 11_ زادهش طلایه 13_ راستایی زادسر 14_ بهادرزهی 15_ شه بخش 16_ شهنوازی 17_ عزیزی 18_ ستوده 19_ کرد زابلی 20_شیهکی 21_ ده میری 22_ آبیار 23_ ترک آباری 24_ کیانی 25_ محتشمی 26_ قاسم زهی 27_ دلمرادزهی 28_ جلالی 29_ مرادزهی 30_ بلوچ خانی 31_ ریگی نژاد 32_ میرحسینی 33_ دهانی
درزمینه اقتصادی فامیل فوق در امر کشاورزی حرف اول را می زند زیرا بزرگترین مالک زمینی و آب در شهرستا ن خاش هستند یعنی بالای 100 روستا ی آباد در امر کشاورزی در اختیار دارند که با تلاش مضاعف در این امر موفق هستند و شغل دوم دامداری میباشد که در این زمینه موفقیت کسب نموده اند و در حال حاضر به علت خشکسالی و قهر طبیعت فعالیت در هر دو بعد کمرنگ و آبهای منطقه کم شده و دامهای بسیاری تلف شده اند و در بعد سوم جمع زیادی به کارمندی و کارگری اشتغال دارند که در اکثر نهادها ارگانها و سازمان ها و شرکتهای خصوصی و دولتی مشغول هستند

